
ای بانویی که جنت و کوثر به دست توست
فردا همه شفاعت محشر به دست توست
واژه کجا مقام تو ترسیم میکند
وقتی نبی ز فاطمه تکریم میکند

خدایا آنکس که در تنهاترین تنهائیم ، تنهای تنهایم گذاشت
به حق تنهائیت ، در تنهاترین تنهائیش ، تنهای تنهایش نذار


آنشب كه دلي بود به ميخانه نشستيم
آن توبه صد ساله به پيمانه شكستيم
از آتش دوزخ نهراسيم كه آن شب
ما توبه شكستيم ولي دل نشكستيم




جدايي را نميخواستم خدا كرد
نميدانم.....
كدام كافر دعا كرد


میخواستم بگم فکر کنم همتون تو زندگیتون یکی دارین که
دوستش داشته باشین ...نامزد....پدر...مادر و........
اگه یکی از این افراد خدایی نکرده یک مریضی نا علاج بگیره
شما از دوستاتون چه اینترنتی و چه غیر اینترنتی چه توقعي دارین ...
حتما ازشون میخواهی که براش دعا کنن ....
حالا هم یک دختر که دوست منه نامزدش یه بیماری ناعلاج گرفته
حالا از من و شماها خواسته که برای نامزدش دعا کنیم
امیدوارم هر چه زودتر با دعاهای شما حال نامزدش خوب خوب بشه
اینم ادرس وب اون دختره برین و بهش بگین که ما با توایم


آبي تر از آنيم كه بيرنگ بميريم
از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم
تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم
شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم


مهرباني را اگر قسمت كنيم
من يقين دارم به ما هم مي رسد
آدمي گرايستد بربام عشق
دستهايش تا خدا هم ميرسد




عاشق پروانه
اسمان ابری است
قمری ها نیستند
گنچشکها هم پیدایشان نیست
هوا ابری است
و دل من هم ابری است
باد می اید
اسمان دلش پر است
و من هم دلم پر است
و دوستم نمی دانم چرا رنجید
من گناهی ندارم
امان از دست این حروفی که ادمیان برای بیان خود ابداع کرده اند
چه سو برداشتهایی که ایجاد نمی کند
ظاهر کلام یکی است
اما دو بیان متفاوت از انها می شود
و هر دو را به جان هم می اندازد
خیلی بد است
می دانید چرا این طور می شود
برای این که بار معنایی کلمات در دو انسان با هم فرق می کند
و کلمات در دو خانواده بالیده اند
و گاه دو کلمه یکسان دارای دو معنا هستند
در این موارد باید صبر کرد
باید پرسید
و معنا ان کلمه را در کلام ان دوست کاوید
و ان گاه به قضاوت نشست
زود نباید قضاوت کرد
اینها اساب رنجش بیهوده است
دوستم ناراحت است
و من ناراحتم
شکستن دلی یک ثانیه بیشتر طول نمی کشد
اما التیام ان ممکن است سالیان دراز
زمان بخواهد
دوستم مواظب باش
قمری ها زبان هم را هم می فهمند
هیچ گاه اشتباه نمی کنند
مرغان عشق هم همین طور
اما ادمیان عاشق خیلی اشتباه می کنند
ربان هم را نمی فهمند
مرغان عاشق میلیون ها سال است تمرین کرده اند
زبان عشق را می فهمند
اما ادمیان نه
عمر زبانشان طولانی نیست
گاه به یک نسل هم نمی رسد
دو نسل هم زبان هم را نمی فهمند
معنای عشق در دو زبان متفاوت است
این است راز قهرها و اشتی ها
راز گریه ها و غم ها
البته اگر ان دو هم دیگر را دوست داشته باشند
و گر نه صورت مساله فرق می کند
من دوستم را دوست دارم
چون او را مرا دوست میپندارد
من گل را دوست دارم
چون گل عاشق پروانه است
و یا پروانه عاشق گل است





ای کاش زبان نگاهم را می دانستی
و با این همه سکوت
مرا به خاموشی متهم نمی کردی
کاش می دانستی من همیشه
با زبان چشمانم با تو سخن می گویم
چشمانی که از ندیدنت
سیل ها دارند برای جاری ساختن
سخن ها دارند برای گفتن
غزل ها دارند برای از تو سرودن و
دوستی ها دارند برای از تو فریاد کردن
کاش می دانستی که من تو را
یک دوست می پندارم


پروانه بی پروا
یک شبی پروانگان جمع آمدند در مضیفی طالب شمع آمدن
جمله می گفتند : «می باید یکی کاو خبر آرد ز مطلوب اندکی»
شد یکی پروانه تا قصری زدور در فضای قصر جست از شمع نور
بازگشت و دفتر خود باز گرد وصف او بر قدر فهم آغاز کرد
ناقدی کاو داشت در مجمع مهی گفت :«او را نیست از شمع اگهی»
شد یکی دیگر گذشت از نور در خویش را بر شمع زد از دور در
پر زنان در پرتو مطلوب شد شمع غالب گشت و او مغلوب شد
باز گشت او نیز مشتی راز گفت از وصال شمع شرحی باز گفت
ناقدش گفت:« این نشان نیست ای عزیز همچو ان یک کی نشان داری تو نیز ؟»
دیگری برخاست می شد مست مست پای کوبان بر سر آتش نشست
دست درکش کرد با آتش به هم خویشتن گم کرد با او خوش به هم
چون گرفت آتش زسر تا پای او سرخ شد چون آتشی اعضای او
ناقد ایشان چو دید او را ز دور شمع با خود کرده هم رنگش ز نور
گفت:«این پروانه در کار است و بس کس چه داند ؟ این خبر دار است و بس »
ان که شد هم بی خبر هم بی اثر از میان جمله دارد او خبر



مرا بشکن ......
مرا از سینه بیرون کن..........
ببر از خاطر . آشفته نامم را........
بزن بر سنگ جامم را............
من آن خار و گیاه وحشی صحرای اندوهم.......
که گلهایم نگاه و خنده هایم رنگ غم دارد............
چه دلگیر رهایم کردی و رفتی.اسمان دور سرم می چرخید.
زمین انگار زمین همیشگی نبود......
روزها برایم کسالت اور شده.شوق زندگی را از دست داده ام.
اشک لحظه ای از چشمم جدا نمیشود
و با کشیدن هر نفس مرگ را تجربه میکنم.
ای عشقم تو نیستی که شکستن منو ببینی.تو نیستی تا غروب عشقم رو ببینی.
تو نیستی .............اما خیالت همیشه با من است.

نگو بارگران بوديم ورفتيم
نگونامهربان بوديم ورفتيم
اخه اينهادليلِ محکمي نيست
بگوباديگران بوديم و رفتيم


